تبليغاتX
SinUoUs
یک نفر در درون ، داد میزند جیغ می کشد، گریه ها میکند.

هر شب تا صبح .


خوشحالم.

 23:44  | 

بعضی وقتا به خودم میگم کاش از رفقات بشنوم که حالت خوب نیس، بشنوم که سرحال نیسی ، پریشونی ...

بعد وقتی واقعنی اینا رو میشنوم ، انگار تمام دنیا سرم خراب میشه، اون نگرانی های دیوانه کننده ام هوار میشن سرم و دست و پام میلرزه.

بعدش ،

میبینمت که خوبی، سرحالی ، خندونی ...


منم خوشحال میشم و لبخند میزنم و یه نفس راحت میکشم.>D:<


اینجا دیگه کدوم جهنمیه؟

 1:26  | 

من خودمو هم نمیتونم ببخشم چه برسه به تو.

نمیبخشم خودمونو ، هی نپرس.


پ.ن : به خوبی خودت باش ... ؟!

 20:40 

همه چی یخ زده. سرده.

دارم بین استقامتی که انتظارش هست و تحملی که دارم و چیزایی که میخوام و باید ، میخوابم. یخ زدن و سرده.

برین، باید بخوابم.

 22:59 

یه آهنگ هست، پس زمینه اش یه چیزی شبیه صدا بوق ماشین میاد. اولین بار که داشتم گوش میدادمش تو ماشین، ۵ ثانیه یه بار میزدم رو ترمز دورمو نگا میکردم ببینم کدوم روانی ایه هی بوق میزنه!

 23:16  | 

 

Template designed by HGH & Mammad© 2008 "Sinuous" ® IT Center