تبليغاتX
SinUoUs

ناراحتم از دستتون .


همین .



ببخشید بدجوری داشت اذیتم میکرد. (:


 22:23 


- خب ببینین ، متفاوت بودن شرط لازم برای مطرح بودن هست ، ولی کافی نیست.

- چیزه ... می شه من برم دستشویی؟



- خب ببینین ، انسان ها نسبت به مرگ دو دیدگاه دارند.دیدگاه اول و دیدگاه دوم.

- وای خدا.ببینم ، می شه من برم کلا؟


 23:49  | 

جاتون خالی .

الان داشتم قفسه ی کتاب هامو درست میکردم - که دیگه بهونه ای نداشته باشم - حدودا یک ساعتی وقتمو گرفت. یه حسی دارم تو مایه های حس وقتی که یه جا رو بیل زدی! بلکم بیش تر!

حالا اینا به کنار ، تازه الان فهمیدم با چه بدبختیه عظیمی رو بروئم! عمق فاجعه رو درک کردم !!

الانم هی نگا میندازم به کتابا ، دو دستی می زنم تو سر خودم ؛ دوباره! یه نگا کتابا و همانا دستانی که بر سر خاک بر سر من ناااااززززززل می شوند!


پ.ن : درست شد.

 1:2  | 

تماااام این قضیه ها به کنار

تمام این حق و ناحق کردن ها به کنار

تمام این کشته شده ها به کنار

راست و دروغش ، همه چی به کنار


اما اون بیست و چهار میلیون آدم شاد و خوشحال کجان؟ چرا من هر کی رو میبینم ناراحته؟ چرا انگار یه غبار پاشیدن رو صورت همه؟

چرا اینا شیرینی پخش نمیکنن؟ چرا به ما زبون در نمیارن؟ دست نمی زنن؟ تو خیابون ها بالا پایین نمی پرن؟

یکی صداشون کنه.

شاید با دیدن خوشحالیشون غم ما کم بشه. حداقل میتونیم به خاطر خوشحالی اونا ، دیگه این قدر ناراحت نباشیم.


 22:30  | 


فکر کنم من حق ندارم چیزی در این مورد بنویسم.


:|




 12:23  | 

 

Template designed by HGH & Mammad© 2008 "Sinuous" ® IT Center