لطفا مرا جدی بگیرید !
پ.ن : شکوفه ها به تماشای آب های سپید ...
پ.ن : دیشب سرمو می کوبیدم به دیوار هی ... که یه وقت گریه ام نگیره! اثر داشت! می تونین به من افتخار کنین! ![]()
19:36
لطفا مرا جدی بگیرید !
پ.ن : شکوفه ها به تماشای آب های سپید ...
پ.ن : دیشب سرمو می کوبیدم به دیوار هی ... که یه وقت گریه ام نگیره! اثر داشت! می تونین به من افتخار کنین! ![]()
19:36
فکر کردم
تمرکز کردم
خواستم
سعی کردم
سگ دو زدم
نشد
...
ولش کردم
چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان
نه به دستی ظرفی را چرک می کنند
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانعند و اندکی سکوت
...
پ.ن : خوشحال و شاد و خندانم ! هی ! قدر دنیا رو می دانم! هی! دست بزنم من ! پا بکوبم من! شادی کنم من ... هی ! بیایید با هم بخوانیم ترانه ی جوانی را. عمر ما کوتاست چون گل صحراست پس بیایید شادی کنیم ! هی !
18:38 |
تو چرا این طورینی؟ خرابی ! مشکل داری !
بدبخت ! عقده ای ! بیچاره ! مفلوک! نفرت انگیز!نادان! احمق! اسکل! خنگ! منگل! آشغال! نفهم!
تو کمبود جلب توجه داری؟! نه داری؟! خجالت نکش ! داری دیگه ! بگو ! چرا خجالت می کشی؟! داری !
ببین تو کمبود جلب توجه که داری فجیع !!!!!!
عقده داری اونم در حد تیم ملییییییییی ! ( به قول بهار!)
همین طوری هی تریپ وای وای بیچاره من میای تا بهت بگن وای وای عزیزم چت شده؟! چی شده؟! وای وای ! پیشی تو رو بخورههههه !!! بخوره ملچ اند مولوووووووچ !
هی تریپ این میای که من بدبخت ترین آدم دنیام و چه می دونم این حرکات چرت و تابلو رو انجام میدی تا چی بشه؟ ملت بیان نازتو بکشن!؟ خب ببند اووووووون دهنتووووووو دیگه !
ببند عزیزم ببند! ببند تا خودم نسبتمش ! ببند تا .... !!
هی ملت !!!! به این توجه کنین!!هی ملت !!!!
فاک یور سلف اِ لاااااات !
میفهمی؟ اِ لاااااات !
حتی بیش تر !
پ.ن : اشاره کردن تذکر بدم مخاطب خودم نیستم!
12:57
- سیستان بلوچستانم برف اومده !!! ![]()
- یزدم اومده !
-بابا همین کنار خودمون ! کاشانم اومده!
- دیشب داشت هواشناسی نقشه رو نشون می داد. اون جاهایی که نسبت به دیروز بیش تر برف و بارون اومده بود آبی بود بقیه جاها قهوه ای. کل ایرااااااااااان آبی بود! اصفهان قهوه ای! ![]()
-
اصفهان از همون بچگی باحال بود! ![]()
-ولی سرده هاااا !
- صد در صد!
-من در همین جا اعلام می کنم یا ما رو هم تعطیل می کنین یا ما مصرف گاز رو تا حد زیادی بالا می بریم !!!!!!!
- مرگ بر آمریکاااااااااااااا !!!!

پ.ن : ما داشتیم به این فکر می کردیم که ترک های گرامی به قد قد چی میگن؟
البت! حمل بر بی ادبی نشه! ولی خب مسئله ایست و پرسیدن عیب نیست ! نپرسیدن عیب است!
پ.ن : اگه کسی ناراحت شد و اینا .... با توجه به شخصش ممکنه این بالایی رو پاک کنم یا نکنم! ههههههههه ! ![]()
11:0
یه بچه های مدرسه است هر روز میاد به من می گه امروز خوشگل شدم یا زشت !!
بررسی کردم دیدم روزهایی که موهام رو شستم یا رفتم حموم میگه خوشگل شدم !!![]()
پ.ن : مامانم می گه من وقتی می رم حموم نوووووووو می شم !!!!![]()
پ.ن : اوج هیجان همینه دیگه! چی کارش کنم!![]()
22:14 |
از اون پرسید خوب شده یا نه؟
از اون پرسید چی بپوشه!
هییییییی ! من اینجام !!!!! هلووووووووو !!! هیییییی !!!؟
حالیته ؟
حوصله سگ دو زدن برای نمره رو ندارم .
دبیران گرامی!هر غلطی دلتان می خواهد بکنید !
چی کارتون کنم؟
ندید نمره ! ندید ! گور بابای نمره !
حالیتونه؟
واااااااای ! برای من کلاس دوست پسراشو می ذاره ! وااااااااااای !!!!!!!
بخورمششششش !!!
من زشت! من بیریخت! من ... چه می دونم. هر چی تو بگی.اصلا هیشکی نمیاد با من دوست شه.باشه قبول. من ادعایی ندارم. فقط خفه شو.
حالیته ؟
ای لعنت به من و دغدغه ها و تقلید های تو و جلب توجه هایی که میکنی و زرهای مفتی که می زنی!
لعنت به افکار مسخره ی من!
لعنت به چیزایی که اسمشون رو گذاشتم مهم ! بهشون فکر می کنم و اهمیت می دم بهشون!
تف ...
تف به این زندگی ...
تف به این زندگی سگی ...
حالیته؟
پ.ن : من عاشق تفم. تف تنها چیزیه که من می تونم باشم.بهش افتخار می کنم.
پ.ن : خیلی نفرت انگیزه که وقتی ضایعش می کنم کیف می کنم.
پ.ن : من نفرت انگیز تر از این حرفام! کشف نکردی هنوز منو !
پ.ن : نق نزن غزاله ! نق نزن ! اه ! اه !
21:55 |
یه چی بود یه بار بهاران توی وبلاگش بهش اشاره کرداااا ... خیلی باهاش حال کردم !!
توی مایه های این بود که اون چیه که توی مردا اسمش غیرت و توی زن ها حسادت ؟!
پ.ن : دخترا هم هیز دارن توشون !
پ.ن : منم که غیرتــــــــــــــی !!!!!!!!
پ.ن : این یکی اصلا بیخیاااال نداره !!!! آشغال عوضی پست فطرت چندش چشم چرون هیز !!! تف تف تف ! منوووووو نیگاااااااااااا کن !!!
15:29
نمی دونم اون روز چی گفته بودم که معلمه هر دفعه مامان منو می دید می گفت این دختر شیطون شما یه زبون داره اندازه حیاط مدرسه !
مامانم هم هیچ وقت نگفت نه. همیشه می خندید و تایید می کرد.
از همون بچگی انتظار پشتیبانی نداشتم!
اگه با خواهرم مي نشستيم يه چيزي مي کشيدم وقتي به بقيه نشون مي داديم همه مي گفتن ماله اون خوشگل تره.به خودم مي گفتم خب من استعداد نقاشي ندارم.چي کارش کنم؟
من از همون بچگي واقع بين بودم.
يه بار من به خواهرم گفتم بيا تو براي منم بکش .بريم بگيم اينو من کشيدم. خواهرم از همون بچگي پايه بود.وقتي نقاشي ها رو نشون داديم هیچ کس نفهمید جفتش رو اون کشیده و باز هم ماله اون بهتر بود و من از همون موقع فهميدم مشکل استعداد نيست. مشکل چيزه ديگه جاي ديگه است.
من از همون بچگي گيراييم بالا بود !!
چند سال بعد وقتي که توي اولین و آخرین کلاس نقاشي ای که رفتم خلاق ترین شناخته شدم و جايزه بهم دادن همه گفتن کدوم نقاشي خواهرتو نشون دادي مووووذي؟ نه من چيزي مي گفتم نه خواهرم.
بعدها وقتي که من خواهرمو اذيت مي کردم اون عين بچه ها مي گفت مااااامااااان .... و مامانم منو دعوا مي کرد.یه بار که اون منو اذيت کرد من هم همين طوري گفتم ماااااماااااااان ... مامانم منو دعوا کرد که چرا ادعاي اونو در ميارم.
من از همون بچگی یاد گرفتم هیچ وقت از مامانم کمکی نخوام.
وقتي خواهرم امتحان سمپاد(اولیش)قبول نشد همه گفتن مهم نيست! ما مي دونيم تو استعداد داري.
و وقتي من قبول نشدم همه گفتن حداقل آزاده جزوه نفرات ذخيره بشي هااااا !
وقتي جزو بیست نفر اول شدم گفتن پيش کي نشسته بودي موووووذی؟
من از همون بچگی موذی بودم!
یک سال تمام وقتی همه داشتن خواهرمو به خاطر طرح و نظرش در مورد خونه ی جدید که داره ساخته می شه تحسین می کردن من مدام گفتم این خونه خوب نیست! خوب نمی شه!
یک سال بعدش وقتی بابام خسته شد و فهمید این خونه به درد ما نمی خوره هیشکی نگفت یه کودنی اینو پیش بینی کرده بود.
من از همون بچگی آینده نگر بودم!
وقتی عین اسکولا رفتیم خونه اجاره کردیم و خونه مون رو اجاره دادیم هیشکی به حرف من گوش نکرد که این خونه ی جدید سرده زشته با وسایل ما همخوانی نداره.
اتاق کوچیک و پنجره دار ماله منه. تابستون ها اتاق من خنک خنک. و زمستون ها سرد سرد.
تابستون ها بهم می گن نمی خوای اتاقتو با خواهرت عوض کنی؟ جات کم نیست؟
و زمستون ها هیچ خبری از این پیشنهاد نیست.
![]()
البته من مي دونم. درک مي کنم. کاملا درک مي کنم بيست و چهار مرداد سال هفتاد و يک رو. اون روزي که فهميدن بچه اي که منتظرش بودن پسر نيست و يه دختره که از همون اول مشخص بود چيه.
درک مي کنم چطوري خورده توي ذوقتون.
درک مي کنم.
من از همون بچگي همه رو درک مي کردم.
پ.ن : پس بفهم و هی به من نگو چرا اعتماد به نفس نداری! من از بس حمایت همه جانبه می شم دیگه احتیاجی به اعتماد به نفس ندارم دیگه که !
پ.ن : خوشم میاد بازم اهمیت زیادی نمی دم! یعنی گااااااو دیدی؟ منو می گن!!![]()
پ.ن : بخند بره بابااااااااااا ! ![]()
0:49 |
خدای من یه گوشه به دیوار تکیه داده با شلوار جین.
یه پاش بالاست و کَفِش به دیواره.
کفش ها و جوراباش لنگه به لنگه ان.
تی شرتش از این دو تیکه هاست.
سرش رو انداخته پایین.
وقتی از کنارش رد می شی سرشو بالا نمیاره.
نگاهت می کنه اما با سر پایین.
زیر چشمی هواتو داره.
حرف نمی زنه.
وقتی خوشحال می شه جای پاهاشو عوض می کنه.
یه سیگار دست راستشه.
خاموش.
خدای من تو ترکِ.
پ.ن : شما چطور؟
پ.ن : بیخیااااااااال ...
23:40 |
Template designed by HGH & Mammad© 2008 "Sinuous" ® IT Center