باعث شدی یه شکل دیگه باشم
شکلی که خودم دوست ندارم
و هنوز نتونستم باهاش کنار بیام.

و بعضی مواقع اون قدر خسته می شی
که نمی فهمی چی نگهت داشته
22:53
باعث شدی یه شکل دیگه باشم
شکلی که خودم دوست ندارم
و هنوز نتونستم باهاش کنار بیام.

و بعضی مواقع اون قدر خسته می شی
که نمی فهمی چی نگهت داشته
22:53
درسته که از خودم خوشم نمیاد ولی حداقل از دو تا چیزم خوشم میاد !
یکیش حسادتیه که خودمو بکشم هم ندارم! حسادتی که ۹۰ درصد دخترا شدید دارن !!
یکی دیگه اش هم حساسیت روی سن و قد و وزن و هیکل و کل از این جور چیزا! که اونم ۹۰ درصد دخترا دارن !!
کلا من ز بیخ و بن خراااابم ! مدونی ! ![]()
می گه :
- چرا این قدر اعتماد به نفست کمه؟!
و یه عالمه چرت و پرت دیگه! من هم تمام مدت نگاه عاقل اندر سفیه داشتم! من نمی فهمم این یارو که فکر می کنه مرکز سقل زمینه چی داره که اینا خودشونو می کشن براش؟!
سی دی رو که دادم به بچه ها هر روز یکیشون میاد می گه :
- وااااای ! غزاله! مامانم گفت بهت بگم برو کارگردان واینا شو! چرا درس می خونی؟!
و از این جور چیزا! من چه قدر در درس مشوق دارم ! ![]()
- خیلی باحال دعوا می کنی غزاله!
- هوم؟!
- با صدف که دعوات شد. تفهیز هم داشت میدید. شبیه این پسر لات ها !!
-چاکریم! کجاش باحاله!؟
- نه خب! قشنگ هی میومدی جلو صدف می رفت عقب! با کلاس بود!
-بشین بینیم باو!
- شبیه این مجری های رادیو می خوندی!!
- یعنی خوب یا بد!؟
- مجری های رادیو جوااان !!!
موقع رای گیری برای رک ترین بچه ی کلاس همگی با هم گفتن :
-غزاااااله !
باز جلف بازی در آوردن! منم جلوی تفهیز یه هو بلند گفتم :
- این قدر جذااااابه؟!!؟!
حالا وای وای ! ![]()
- بچه ها مرسی! خیلی مرسی! بهترین کادوی روز معلم بود.
- خانوووووم! اینا که نمره نمی شههههههههههه !!!
نمی دونم تا حالا به چند تا قول دادم تابستون میام باهاشون کلاس فیزیک و ریاضی و حسابان و گسسته و عربی و غیره ! ![]()
مام عشق لاتیو
خراباتیو
ویسکی قاطیو
تریپ لاتیو
وااااووو !!
1:52 |
کاش تو
دانیال
خاله فاطی
زندگیتون
بود
فقط بود
میفهمی لعنتی؟
میبنی؟! فردا دقیقا می شه ۱۰سال. ۱۰ سااال گذشته و من تازه یادم افتاده دلم براتون تنگ شه و به خودم بگم شاید اگه اون روز من قرار نبود با دانیال بازی کنم ...
به یاد دایی ای که ۱۰ سال پیش وقتی داشت میومد که پسر یک ساله اش رو بیاره من باهاش بازی کنم توی تصادف با اتوبوس خودش و بچه اش مردن و من جز چندتا خاطره ی محو ، سوغاتی ، انتظار ده ساله ام برای بازی با دانیال و اون روز و خونه ای که خیلی سریع سیاه پوش شد چیزه دیگه ازش ندارم.
روحش خیلی بیش تر از اونی که فکرشو بکنی و بکنه شاد.
بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد باد غیرت به صدش خار پریشان دل کرد
23:41
اون قدر احساس خستگی می کنم
اون قدر تک تک اجزای بدنم خسته ان
که برای استراحت کردن هر کاری حاضرم بکنم
خسته ام. بیش از حد ! و این خستگی داره حالمو بهم می زنه!
دوباره شروع شده.
و من دو سه هفته ی دیگه امتحان های ترمم شروع می شه
واقعا عالیه !
یه بارم شماها به حرف های من گوش بدین!
یه بار هم شماها احترام برای من قائل شین!
یه بار هم شماها بیاین طرف من !
یه بار هم شماها ...
یه بار! فقط یه بار !
پ.ن : معلم هامون تا الان خیلی حال کردن با سی دیه! یکیشون که هفته پیش سره کلاس حواسم نبود دعوام کرده بود وقتی سی دی رو دید عذاب وجدان گرفته بود می خواست از دلم در بیاره !!
نمی فهمم چرا اون قدر که برای بقیه جالبه برای من جالب نیست؟!
دلم می خواد یکی تایید کنه که مطمئن باشم راست می گه و من قبولش داشته باشم ... من خیلی بی شعورم ! ![]()
پ.ن : دانم دانم! ما خیلی جوگیریم !!!
پ.ن : من خسته ام .خیلی خسته ام.خیلی خیلی ...
17:48 |
Template designed by HGH & Mammad© 2008 "Sinuous" ® IT Center