تبليغاتX
SinUoUs
نوکر من نوکری داشت وقتی که مرد کفن نداشت!

تو یه پرروی بی ادب نیستی! تو یه آدم با شخصیتی!

بگو عزیزم تو دروغاتم قشنگن!

کفش طلا رو پاش کرد .... !؟


باز میشیم بسته می شیم
این وری می شیم
اون وری می شیم
پیر می شیم
روی زمین ولو می شیم!
 

دفعه ی اول ...
طرف با جنبه است!
دفعه ی دوم ...
طرف خیلی با جنبه است!
دفعه ی سوم ...
طرف یه توسری خور بیش تر نیست!


آدمی که نتونه پاچه ی بقیه رو بگیره باس بره بمیره!

دوستی با بعضی ها رو با هووووچی نمی شه عوض کرد! با هووووچی!
 دوستی با بعضی های دیگه هم وقتی خراب شد دیگه از کنترل من یکی که خارجه! روی من حساب نکنین برای درست کردنش! اگه جزو اون بعضی های اولم خب بسم الله! بیا جلو! ما بیش تر میایم! والاااا !


دختر داییم می گه : " دودادامو ددادم؟! "
این یعنی جورابهامو درآرم!؟



یوهااا! حال می ده با عوض کردن یه تاریخ یه چی رو بدون این که پاک کنی از جلو چشمت ببری کناااار! یوهاهاهااا!


تحمل یه سری چیزا در مورد یه سری آدما سخته! می ره روی اعصاب! خصوصا اگه اون یه سری آدما یه سری روزا برات مهم بوده باشن هر چند که الان نباشن! ملتفتین که!؟

ملت!!  آدم باشین!



 16:8  | 

بعضی آدما ...
نمی دونم! بیخیال!


ساعت های به معنای واقعی گه ****** ...

 20:20 

خدای من بنده ی قاتل و دزد و هر کوفت دیگه ای شو همون قدر دوست داره که بقیه بنده هاشو دوست داره. مثل یه مامان که بچه اش هر کاری هم بکنه دوستش داره.

خدای من شبیه پلاسماست.یه عالمه پلاسما که من توش معلقم.

و من این پلاسما رو با هیچ چیزی عوض نمی کنم. با هیچ چیزی.


و متاسفم برای اونایی که از داشتن این پلاسما محرومن.

 1:34 

در 98 درصد مواقع تا می زنم شبکه 4 یه چیز جالب برای دیدن هست! اون دو درصد باقی مونده مربوط می شه به برنامه های حیات وحشش! یعنی تا حالا شده بزنین شبکه 4 و یه برنامه بیخود پخش کنه؟

چند سال پیش توی گفتگوی ویژه ی اخبار شبکه دو که رتبه های یک رو دعوت می کنن یه دختره ای بود رتبه ی یک انسانی. خیلی حال کردم باهاش! نمونه ی یک خرخون باحال! از اینا که وقتی خرخونن نمی گن نیستیم! فکر نمی کنن به خاطر هوش سرشارشون(!) اینجان!می گن تلاش کردیم خوندیم اومدیم! کلی هم دختر سرحال و باحالی بود! تمام مدت داشت می خندید و هی حرف می زد! کلا خیلی خوشم اومد ازش.
همون شب تصمیم گرفتم بخونم بخونم بشم رتبه یک بعد برم اخبار شبکه ی دو! بعد وقتی این آقاهه -که از اونم خوشم میاد - ازم می پرسه انگیزه ات چی بود ؟ بگم این که منم بیام اخبار شبکه ی دو!!!!


ما آدما خاطره هامونو بیش تر از هم دیگه دوست داریم! مگه نه؟

خودشیفتگی بعضی آدما حااااااااااااال بعضی دیگه از آدما رو بهم می زنه! نه؟

اعتماد به نفس بعضی های دیگه هم ایضا! نه؟


این دخترا رو دیدین توی 360 هی از خودشون به طرز مزخرفی عکس میگیرن می ذارن؟ خودشونو خفه می کنن با انواع آرایش! بعد هم یه طوری عکس می گیرن که صاااااف فلاش دوربین گند زده باشه بهشون! یعنی این همه اعتماد به نفس و خودزیبا بینی از کجاست؟!


دقت کردین اگه آواهایی مثه آییاااا اُهههه ییییااااا و امثالهم نبود آوریل به مشکل بر میخورد؟


راه رفتنم میاد!

 11:30  | 

 


اساسا گچ گیر یک اینسترومنت است! هر کس به اشتباه می افتد که این اینسترومنت گچ را برایشان نگه می دارد . اشتباهی مصطلح بین داوطلبان!

البته این برداشت صرفا غلط نیست اما اگر به معنی گرفتن گچ موقع نوشتن به کار رود اشتباهی فاحش خواهد بود.

گچ گیر وسیله ای است که روزانه ظرفیت نگه داری 100 گچ را دارد ! پس مسلما تصور بالا مشخص می شود که غلط است! در ادامه بیش تر با آن آشنا می شوید!

 
پ.ن : خب می دونین!من چیزای مهم تر از ترکیب رنگ برای فکر کردن دارم! دو نقطه دی!

 23:24  | 


خععععععلی لاس می زنی!



یه ضرب المثل هست که می گه : طرف تف سر بالاش تو راه رفت یخ می زنه !

(یعنی جنبه و ظرفیتش کمه و به نوعی دچار خود شیفتگیه)


می خوام یه چی اختراع کنم که وقتی می خندی بینی رو بگیره که بزرگ و پهن نشه! شاید یه نوع چسب!


لیاقت بعضی آدما خلاصه می شه به همون آدمای خز و مزخرفی که دورشونن!


 

میخوام با یه بازی آشناتون کنم! قالی بازی! بچه که بودم خیلی این بازی رو می کردم.دقیقا قالی رو یه باغی چیزی فرض می کردم و سعی می کردم بدون این که پامو بذارم روی گل هاش از این طرف برم اون طرف. در حین گذشتن از باغم (!) حرف می زدم حرف می زدم حرف می زدم. سوتی های قالی رو کشف می کردم. گل ها رو آب می دادم ! در مورد چیزای جدیدی که می تونم توش بکارم و ... !
یه قالی بود قسمت اعظمش آبی بود. من مجبور بودم از این طرف به اون طرف شنا کنم.
بعد از اون دفعه که نزدیک بود غرق شم دیگه هیچ وقت سراغ اون قالی نرفتم.

آنی شرلی که می خونم یاد خودم میفتم که چه قدر از موهای فرفریم بدم میاد!



بدم میاد از این آدما که فکر می کنن ایران هیچی نداره!
از اینا که عمرا بزنن شبکه های جمهوری اسلامی! براشون افت داره!
و اون وقته که برنامه هایی که خیلی به فرهنگشون نزدیک تره رو از دست می دن! لذت بزرگی رو از دست می دن!
چی میگییییی ؟!

جوگیرای بدبخت !




پ.ن : به زودی با پدیده ای به اسم گچ گیر آشناتون می کنم! می تونید حدس بزنید چیه! و چطوریه! به قید قرعه جایزه می دم!!


 20:30  | 

می دونی!

نباس بذاری به آدما عادت کنی !


سو! منم نمی خوام این اتفاق برای بار دهم بیفته.



پ.ن : بعضی آدما زشت جذابن! بعضی ها خوشگل چندش آور !
پ.ن : فعلا این آخرین کشفم بود! یه چیزهایی در مورد گچ گیر به ذهنم رسیده که بعدا می گم! وقتی عادتم رفت و اومدم!  ههه!


به قول تفهیز که به من مستمر بیست می ده( !!! ) موفق باشید !!


 22:7  | 

 

و خدا سه موجود را برای باربری و حمالی آفرید :

گاو - الاغ و مرد !

 

 

 0:50  | 

من با خودم چی کار کردم؟ من چی کار کردم؟! 

نه من این نبودم.
من حتی نمی دونم جایزه ی معدل (!) چی می خوام! چیزی که هر سال از سه ماه قبلش می دونستم.
نه ...
من
این
نبودم


کی باورش می شه تا همین پارسال من اجازه داشتم سره کلاس زبان نباشم؟ و حالا کم ترین نمره ی کارنامه ام زبانمه ...

I hold my breath as this life starts to take it’s toll
 I hide behind a smile as this perfect plan unfolds
 But oh, God, I feel I’ve been lied to
Lost all faith in the things I have achieved

دوستام.آره دوستام. اونا کجان؟
 
اه لعنتی! من با خودم چی کار کردم؟!؟!!؟
من با خودم چی کار کردم ...
من چه بلایی سر خودم اوردم ...



Forgive me
Forgive me
Forgive me
Forgive me
...

P.N :I've changed sth .

 16:11 

 

Template designed by HGH & Mammad© 2008 "Sinuous" ® IT Center