تبليغاتX
SinUoUs

یه وقتایی یه حسی به آدم می گه در آینده می تونه یه گهی بشه !
ِ



D:

 21:7 

هر جا هر گوری غیر از این جا.والا! حالا ببینین! البته شایدم ندیدین!

یکی منطقه یک با رتبه ی 64 دقت کنین 64! از خطه ی سرسبز اصفهان شریف برق نیورده! ببین یعنی یارو چه قدر پکیدددددددددددده وقتی نتیجه ها اومده!
بریم مدرسه حقایق هیجان انگیز تری روشن می شه.


من سه ماااهههه سگ نشدم! من به خودم افتخااار نکنم به کی افتخااار کنم؟!

بذارین مهر شروع شه ... من میبندم در اینو میذارمش زیر تخت اون ته ته ته! بعد سیم تلفن رو هم میذارم یه جای دور از دسترس ... اون وقت شااااااید تونستم نت نیام و درس بخونم !

این تبلیغه هست ها! این که مال موکته بعد یارو از دیوار می ره بالا و اینا! بگین خب! ( این قدر از اینا که هی میگن بگو خب بدم میاد!) نمی دونم توهمات منه یا واقعا اون تیکه ای که یارو دستشو قلاب می کنه بعد می ره به دیوار رو حذف کردن. الله و اعلم! والاااا! توهمه؟
 
 

 15:7  | 

*به چند نفری برخورد ... منم حوصله منت کشی ندارم برش می دارم D: *

- غزاله گشنمهههههه!
- یه ایده بدم بهت؟!
- بنااااال!
- ببین تف هات رو توی دهنت جمع کن ... خوب جمع کن ... بعد چشمات رو ببند فرض کن داری کیک میخوری ... تف هات رو قورت بده ... بعد طعم کیک رو حس می کنی !
- :-& خفهههههههه شووو  ! ((:


 0:38 


و آدم های روی اعصاب و چندشی که هر روز خودشان را چند صدباری می سسسسونند ...




شنیدین قصه ی اون گدایی که صبح ها که می خواسته بره گدایی الکی تظاهر می کرده فلجه بعد یه روز صبح بلند می شه میبینه واقعا فلجه؟
مصداق منه! دیگه جدی جدی هیچی درست یادم نمی مونه.

 23:50  | 

سهمیه بندی جنسیتی ...
افزایش سهمیه های بومی ...

میگما! میخواین کلا یه کاری کنین! بیاین بگین که آقا! تهران و 4 تا داهات دورشو بذارین کنار! اینا می رن دانشگاه های تهران که بیخودن مزخرفن به مفت نمی ارزن ...خب ؟ بعد بقیه ی کشور هم برن دانشگاه های خوب و سطح بالای بقیه ی شهر ها!
کلا می دونین که تمام دانشگاه های خوب پخشن در سطح! میدونین! j-:

البته خب متوجهین که یه پسر هر چند ابله و کودن تر از یه دختر مسلما و بدون شک حق بیش تری در قبولی داره!
شما نگران نباشین! :X

وی لاو یو خیلی اند آف کرس که انرژی هسته ای حق مسلم ماست!

پ.ن : آدم بعضی وقتی در چنین موقعیت هایی آرزوهای پلیدی می کنه که خب ... بعد ازشون پشیمون می شه ... مثه زلزله ... برف ... بوران ... طوفان ... تهران .... ! ((:

پ.ن : تازه آقاهه می گفت هنوز به درصدی که شورای عالی انقلاب فرهنگی میخواد نرسیدن! و کوتاهی کردن در این امر مهم ! :X به قولی مه ته ره فِدااااااا ! :X:X:X اصلا نمی تونست حرف بزنه! :X:X:X مه ته ره بسسسووونم! همه ته ره بسسسسونن! :X:X:X!

 8:20 

چرا همه می خوان بگن بچه که بودن شر و شیطون بودن؟



این عکسه خیلی باحاله نه؟ میخوام بسسسسسونمش! X:

و همچنین تبریک به همه ی کنکوری های خز و غیر خز و خانواده و دوستان و آشنایان و غیرههههه!

 23:32  | 

آسانسور این خونه جدیده خییییلیییی خنده اس!

هر دفعه یه آهنگ پخش می کنه! نقش ام پی تری پلیر داره!!

من و خواهرم ایستاده بودیم هی می زدیمش بالا پایین همه آهنگاشو بشنویم!!


پ.ن : خطاب به یکی از دوستان که عمرا بفهمه چدس؟! D: قهر کن! j-: عشوه میاد واس من! عشوه رو میان یا می کنن؟! D:


 

 11:15  | 

*اولش بگم که راجع به پست قبلی که پاکش کردم کهههههه یه قانون هست که میگه : کی بود کی بود؟! من نبودم!!  *

من در تمام عمر شریف و با عزتم خاطره ی مرگبار خاصی نداشتم خدایی. عین آدم رفتم عین آدم اومدم! ( وای وای! ) یعنی کلا انواع اشیا از توپ بسکتبال گرفته تا در پارکینگ از فاصله یه متری با شتاب جی تا حالا به همه جام خورده ولی چون بچه قِوی ایم بخیه و اینایی در کار نبوده سو! خاطرات مرگبار نیستن اینا و برا هر کی پیش میاد! والاااا !
ولی فقط یه خاطره ی خیلی مرگبار دارم اونم مال اون دفعه است که داشتم غرق می شدم !

چهارم دبستان بودم که با بچه های مدرسه رفتیم کلاس شنا! بعد کلا من یا همون لحظه ی اول مربی رو می پسندم یا نمی پسندم! که در اون سنین خاص هم خب بر میگشت به خوشگلی و زشتی مربی!

 

این مربی زشته ی ما عین الاغ اومد و همین اول کار این که می خوابن رو آب می خواست یاد ما بده. خودش یه دوباری انجام داد و بعدش گفت که بیاین توی آب با هم بریم!

بعد این یکی یکی داشت میومد و تمرین می کرد من و دوستامم یه گوشه ایستاده بودیم داشتیم فکر می کردیم کی جراتشو داره همین طوری مرامی بره توی قسمت عمیق! هیچ کدوممون هم هووووچی از شنا و اینا حالیمون نبود.
خلاصه این که داشتیم بحث می کردیم که گویا زیادی بلند حرف می زدیم که مربی برگشت گفت که ساکت و شما سه تا چرا بیکارین و اینا؟! ما هم به غیرت نداشتمون برخورد و گفتیم باوش! اصلا بدون مربی خودمون تمرین می کنیم!

منم که ماشالله بزنم به تخته ، گوش و چشم حسود کور و کر و اینا همیشه میخوام اولین نفر باشم و تریپ من خیلی بچه باحالیم برم عین خر!(دقیقا عین خر!!) زانوم رو گذاشتم به لبه ی استخر و کارهای همون مربیه رو کردم و وییییییژ!!!

خدایی اولش کلی حال داد. البت متوجهین که این اولش ثانیه هایی بیش نبود !

بعدش یک حس غریبی بهم گفت خرههه! تو پشتت به قسمت عمیق بود! و کماکان خرهههه! حس نمی کنی داری میری زیر آب؟!
بعد دیگه من رفتم زیر آب و حالا هی دست و پا بزن! این دوستان اسکل منم فکر کردن من دارم مسخره بازی در میارم همین طوری مثه بز منو نگا می کردن! هی هر چی بیش تر دست و پا می زدم بیش تر می رفتم سمت عمیق!!!!

بعد بذارین براتون بگم چه اتفاقی میفته وقتی دارین غرق می شین!

اولش که میرین زیر آب کلی هی دست و پا می زنین و هی میگین ویش چه قدر آب چیزه نرمیه! بعد هی سعی می کنین بعد هی نمی شه!
بعد دیگه کم کم بیخیال دست و پا زدن می شین و یاد مامان باباتون و اون روزی که دستتون رو کردین توی دماغتون و اینا میفتین! میرین توی تریپ خدایا من غلط کردم!
بعد دیگه بعدش بیحال می شین و چشم هاتون بسته می شه و ...

خب من در همین لحظات ملکوتی بودم که بالاخره دوستان متوجه شدن نه بابا من در حال دلقک بازی نیستم و قضیه جدیه و به مربیه میگن و اونم میاد منو میاره بالا!
ولی وقتی میاد آدم بالا ، نفس می کشه ترجیح می ده بره همون زیر! سردرد وحشتناک!!! یعنی وقتی می گم وحشتناک یعنی وحشتناااااک!
بعدش دیگه من هی بالا آوردم و بالار آوردم و رنگ مربیه هم عین گچ شده بود بدبخت! زنگ زده بودن خونه که بیاین بچه تون غرق شد. مامان من اومده بود می گفت جنازه اش کو؟!!؟


هنوز که هنوزه من بیش تر از یه تشت آب ببینم دچار یه حس بدی می شم که میگه برو برو! و اینا! فوبیا و اینا!

ولی هیچ کس تا خودش درک نکنه این غرق شدن رو واقعا درک نمی کنه چیه. افتضاحه! 

الان تنها کسی که به ذهنم خطور می کنه ستیه! که اونم نمی دونم دعوت شده یا نه! ولی من حال می کنم دعوتش می کنم! ههههه ! و همچنین دختر گلم زرلو! یا نریمان! ههه!


 19:16  | 


چطوریاس که وقتی تو حس بدی داری من باید باشم ولی وقتی من حس بدی دارم لزومی نداره تو باشی؟!




برو ... !

 0:48 

 

Template designed by HGH & Mammad© 2008 "Sinuous" ® IT Center