- مگه نمی گی شد؟
-شد شد
- مگه نمیگی تونستی؟
- تونستم تونستم
-مگه نمیگی خودت تنهایی بودی؟
- چرا چرا.
-مگه نمیگی یه بار جاده شو رفتی آسفالت کردی پدرت دراومده ؟
-اوهوم اوهوم.
- مگه نمیگی الان میدونی خاکِ کجاهاش سسته؟
-چرا چرا.
-مگه نمیگی رفتی تا نوک نوک؟
-آری!
- مگه نمیگی خسته شدی؟حس میکردی قلبت توی دهنت میزد؟
-آره آره.
-مگه نمیگی اون دفعه این فکرا نیومد توی مخت؟
-کمابیش!
-مگه نمیگی اون دفعه تونستی چون میخواستی؟
-100 درصد!
-مگه نمیگی اون موقع اوضاع خیلیییی بدتر بود؟
-خیلی.
-پس دیگه چه مرگته آشغال عوضی نفهم؟!
-نمی کشم دوباره.نمی کشم.
- یه بار رفتی هزار بار دیگه هم اگه بخوای میتونی بری.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
[اندر خیابان!]
یک پسری به یک دختری : به من میگه ابروهاتو کدوم آرایشگاه برداشتی!!!
جمعیت :

[پاورقی : نگین که اون تبلیغه رو که همین جمله رو توش میگه ندیدین!!]
------------------------------------------------------
نکته 1 : یکی از بچه های المپیادی کلاسمون رفته بود پای تخته. کلا بچه رو اعصابیه.
نکته 2 : این دبیر که این زیره صداش عین صدای راز بقاس! با اون صدا بخونین!
دبیر خطاب به این دوست گرامی : عددهاتونو فارسی بنویسین!
بچه ها سر کلاس : واقعا! عین آدم بنویس دیگه!
دوست گرامی : باشه .
دو مین بعد.
دبیر به دوست گرامی : عددهاتونو فارسی بنویسین!!!
دوست گرامی : نمی شه انگلیش(!) بنویسم؟ سختمه!
بچه ها ی کلاس :

دبیر به دوست گرامی : شما یه چند ماه ایران بمونی عادت میکنی!
کلاس روی هوا!
--------------------------------------------------
پ.ن : فقط امیدوارم اون منو به خاطر فکرای این چند وقتم ببخشه.
پ.ن : وقتی که با اعتماد به نفس کاااامل و تریپ حق به جانب وایسادی یه کنار بیان منت کشیت بیان نازتو بکشن فکر کردی همه اونن که هر کاری کردی هر چی کردی بگن نه حق با توئه؟! نه عثیثم!
پ.ن : حالا بینم! کی جرات داره به تو بگه اصلا خوشگل نیستی؟! 
پ.ن : اون شعره عمو پورنگ رو شنیدین که میگه خبر خبر یه آهو ؟! خدااااااس! هم خودش هم کلیپش!
پ.ن : بعضی آدما خیلی قابل احترامن ... طرز فکرشون ... رفتارشون ... عکس العمل هاشون! چه قدر خوبه که از این دست آدم ها دور و برم هستن! 