تبليغاتX
SinUoUs

- ببین اسم این شاخیتووو ئه!
- چیچی!؟
- شاخیتووو!
- خب خب؟
- خب! ببین شخیتووو ایتالیاییه! بعد وقتی 5 سالش بوده دستش می ره توی چرخ گوشت ! بعد واس همین این جاش رو میبینی؟ لق می زنه!
- خب؟
- بعد در سن 11 سالگی این طوری این طوری داشته توی زمین فوتبال می دویده که پاش می گیره به یه سنگ و میبینی؟ این طوری می شه!
- خدایااااااااا !
- بعد الان هم 21 سالشه!
- غز! باز توهم زدی تو؟!
- نه بابا جدی میگم! خودش بهم گفت!
- غز!
- بله؟
- ترووووخدا نرو توی توهم!
- توهم عمتههههه !
- غز!
- بله؟
- یوووههههااااههههه!
- شخیتوو میگه کارت خیلی بی مِزِ بود!
- شخیتووو یه ساعت شده با تو دوست شده که لهجه گرفته؟
- اولا دوست نشده و من به کیان خیانت نمی کنم! در ضمن! حدود یک ساعت و بیست و پنج دقیقه اس با هم آشنا شدیم!
- غزاله ؟
- چدس؟
- بیا و به زندگی برگرد!
- ال؟
- چیه؟
- من میخوام شخیتوو رو با زندگی در ایران آشنا کنم!
- غززززززالللللههه ترووووووخداااا

-


Sweet berries waiting for two ghosts are no different than you
Ghosts are now waiting for you, are you

Sweet berries waiting for two ghosts are no different than you
Ghosts are now waiting for you, are you dreaming

Dreaming the night
Dreaming, all right

Do we, do we know when we fly
When we, when we go
Do we die?

Badababababdaababaadadaaaaa
We feel alright

Badababdaababaadadaaaa
!


* میتونم بگم برای چند دقیقه ای ساناز ( اون دختر پیشیه! نه این ساناز خودمون!) رو به شدت درک کردم. به شدت تمااااااااااااام! " ناتوانی در برآورده کردن خواسته های درست و به جای اطرافیان " !

* تازگی ها به صورت کیلویی (!) دقیقا کیلویی اس ام اس اشتباه واس همه می فرستم! خیلی رسواااااییهههه!  هر دفعه هم تا دلیوری نیاد من نمی فهمم اشتباه سند کردم

 18:32  | 


بچه که بودم وقتی یه کاری میکردم که نباید می کردم یا حرفی می زدم که نباید می زدم یا ...
وقتی بهم می گفتن چرا این کارو کردی؟ این حرفو زدی ؟ و ...
می گفتم به من چه! خدا منو این جوری آفریده!

 و اون لحظه ای اوج افتخار آدم به خودشِ که میبینه سه نمره از غلط هاش فقط به خاطر اینه که سوال رو اشتباه خوندهههههه!
و من آخرش از کوری می میرم!


" و چوپان به تازگی به جای بله می گوید بعله . و این است آغاز تبدیل شدن ! "




 20:2  | 

باید با یکی در موردش حرف بزنم
باید با یکی حرف بزنم در موردش
در موردش باید با یکی حرف بزنم
در موردش با یکی باید حرف بزنم
در موردش حرف بزنم با یکی باید
در موردش حرف بزنم باید با یکی
باید حرف بزنم با یکی در موردش
حرف بزنم باید با یکی در موردش
حرف بزنم
در موردش
با یکی
باید؟

باید در موردش با یکی حرف بزنم؟
با یکی؟
با کسی؟
هر کسی؟

حرف بزنم با کسی در موردش باید
حرف بزنم با هر کسی در موردش باید
حرف بزنم با یکی در موردش باید

حرف بزنم؟
باید؟
کسی؟
کی؟

ولش کن!

حرف نمی زنم با کسی در موردش باید
حرف نمی زنم در موردش باید با کسی
حرف نمی زنم با ....


اه زهر مار! خفه شو!




پ.ن : دارم گند می زنم زرت زرت!

 22:21 

یک عالمی می گفت :

" دخترا یا دوست پسر دارن یا افسرده ان . اگه تا سن نمی دونم چند سالگی عاشق یکی نشدن دچار افسردگی می شن. اینا ثابت شده اس ! "



یه هو یادش افتادم! یادش بخیر!

 21:10  | 

چیزی که اصلا متوجه نیستی اینه که من اصلا اصلا اصلا حال نمی کنم کسی موش بدوونه (!) و این صحبتا و اگه از این غلطای زیادی کسی بکنه خودم دستشو قطع می کنم و از هستی ساقطش می کنم و این صحبتاااااااا! منم خیلی اراذل و لاتم تا چش خودت و عمه ات و هفت جد و آبادت در آد!
من وقتی اعصاب ندارم نباس بیای جلو چون چنان پاچه تو می گیرم که کلا به فنا می ری!

و کلا من اعصاب ندارم! من هیچی حالیم نیس! من خر! من گاو! من ساده! تو که خیلی باحالی ! تو که خیلی خفنی! تو که خیلی سرت می شه! خفهههههههههه!

چیزی که در این جا واضح و مبرهن اینه که من هندسه اصلا حالیم نیست! و کلا اگه درست هم بنویسم یه سوالی رو یه ژنی دارم در اندرونی ام که ناخودآگاه غلطش می کنم! و این که یکی به این اشتری بگه این قدر نره روی اعصاب و روان من! نمره هامون مثل هم دیگه اس؟! خب هست که هست! تا چشت در آد ! می خواستی حواست باشه تقلب نکنیم! والا! مرتیکه عوضی! مسخره! فکر کرده کیه؟!

فکر کردی چی؟ نه فکر کردی چی؟ میدونی من چند ساااااااااااال این ملت رو می شناسم؟ میدونی من چند ساااااال در آرزوی دیدن یه سریشونم؟ بعد تو چی میگی این وسط؟ تو این وسط چی زر می زنی؟ چی الکی واس من ناز می کنی؟ واس من ادا در میاری؟ لوووووووووووسی! ننری! حااااااااالمو بهم می زنی!

و کماکان من اعصاب ندارم و هی هر کی رد می شه یه لگدی هم به اعصاب و روان من می زنه که یه وقت نماز و روزه اش باطل نشههههه!
و چیزی که مشخص تر از همه اس اینه که من اصلا حوصله ی آدمایی که می گن نخوندیم بلد نیستیم وای وای و بعدش مثه خر بلدن رو ندارم! آخه احمق! فکر کردی حالا اینا رو بگی من چه می دونم درس نمیخونم!؟ یا درس میخونم؟! یا اصلا فکر کردی من رقیب توئم؟! من و کوزت با هم رقابت میکنیم! نترس! تو خرتو بزن! بخور کتابو! گاز بزن! شب بذار زیر سرت!

من تقلب می کنم خب!؟ من تقلب میکنم! مشکلی داری؟! حرفیه؟ میتونی بکن! حسودی؟! خیییلییی  حسودی! یعنی اصلا نمی فهمم چرا این قدر حسودی! تقلب می کنم؟! خب بکنم!!!!! به تو چههههه؟!
مثلا فکر کردی تقلب نمی کنی خیلی باحالی؟ خیلی بچه خوبی هستی؟! آره!؟ برو گم شو بده بابا! مسخرههههههه!

و خب درست فهمیدین که من اصلا حوصله ندارم! و خب فردا چند شنبه اس؟! پنج شنبه! بله بله! و من فردا نمی رم مدرسه چون سرم درد می کنه! چون زبان فارسی نخوندم! چون تحقیق ورزش درست نکردم! و عصرش نمی رم کلاس چون حسش نیست! چون میخواد امتحان بگیره و خیلی جوگیره! رسما حسش نیست! فضولی؟! آره!؟ آره؟! باش تا اموراتت بگذره!
من همینم که هستم! میبینی؟! من همینم! همین!

من هر چقدر هم درس بخونم هر چه قدر هم بلد باشم هر چی باشم بازم یه آدمیم که هیچی نمی شه و اینو هر روز و هر لحظه باس شماها به من یادآوری کنین؟ آره؟ مریضی!؟ روانی ای!؟

اصلا من زشتم! من یک گه مطلق! من یک احمق کامل! من یک خنگ! من جلف! من ساکت!من تو سری خور!  من سُبُک!  من خفه! من ابله!

بابا ولم کنین!!!! ولم کنیـــــــــــن!

...

 20:48 


حالا من یه بار فیزیکم رو خوب زدم این قدر بگین تا این دفعه درصدم منفی شه!

خوشم میاد این قدر ازم بعیده که به هر کی گفتم گفت رتبه اس؟!


یه بازی بود توی یه وبلاگا. یادمم نیست کدوم. این طوری بود که طرف میومد یکی رو توصیف می کرد بعد اسم یکی دیگه رو هم میگفت. بعد اون طرف توصیف شده باید همین نفر اول رو توصیف می کرد و نفرم دوم که اسمش فقط اومده می تونه یکی دیگه رو توصیف کنه. بعد دوباره هر کدومشون ... بعد همین دیگه ! همین طوری گفتم علاقه مندان به این بازی ها آگاه باشن!


* این رو هم بدی نیس ببینین ! منو میگه!

 

 23:3  | 

5 شنبه ها

نگاه هاشون
حرفاشون
کاراشون
ناراحتم میکنه
خییییلییی خییییلییی ناراحتم می کنه

جوابی ندارم بهشون بدم
راست میگن
حق با اوناس
سرمو می ندازم پایین
نمیخوام ببینن اشک توی چشمام جمع شده
من جوابی ندارم
من هیچی برای دفاع کردن ندارم
هیچی 


منو بکش بیرون
تو
حتی توی غریبه
هر کاری می تونی بکن
منو از این 5 شنبه ها بکش بیرون

لعنت به 5 شنبه ها ...

حق با اوناس

متاسفم.



* مرسی ستی! 

 21:26 

از مرگ آدمایی که دوستشون داریم بیش تر ناراحت می شیم یا اونایی که بهشون عادت کردیم!؟

از مرگ آدمایی که دوستشون داریم مدت بیش تری ناراحتیم یا اونایی که بهشون عادت کردیم؟!

عادت کردن؟
دوست داشتن؟!

دوست داشتن؟
عادت کردن؟!


 19:4 


باشه!

هدف های منو به سخره بگیرین!

باشـــــــــــــــــــــــــــــــــِد !

حالا وقتی زدم توی پوز همه تون ... حالا میبینین!

.

افتضاح بودن 5 شنبه ها صرفا یه پریوده هفتگیه
دیر و زود داره
سوخت و سوز نداره

اگه 5 شنبه خوش بودی میفته جمعه!
بحثی هم توش نیست! 

.

- وات تایم ایز مای فلایت پلیز؟
-واتز یور فلایت نامبر؟
-دویست و شصت و هفت!



.

مطمئنم فردا که بهش زنگ می زنم اولین حرفی که می زنه اینه : از کچلی در اومدی؟!مو دار شدی؟

.

سر کلاس ها بعد حضور غیاب اجازه میگیریم میریم بیرون دیگه بر نمیگردیم
جلسه قبل معلم تاریخِ گیر داده بود بهمون که خر گیر آوردین منو؟!


.

تعداد آرای ثبت شده برای وبلاگ شما در نظرسنجی انتخاب وبلاگهای برتر 1 رای می‌باشد
این عدد به معنای آن است که 1 نفر از کاربران سایت در فرم نظرسنجی آدرس وبلاگ شما را وارد کرده اند



* I'm Just a Kid ... Simple plane!:D
 
 


 22:22 

 

Template designed by HGH & Mammad© 2008 "Sinuous" ® IT Center