تبليغاتX
SinUoUs

- میای با هم آشنا شیم؟

- که چی بشه؟

- خب ما نقاط ضعف مشترکی داریم!

- ایول! بریم!

 18:18  | 

- شب موقع خواب -


- مامان! منو زود بیدار کن مامان!

- زود یعنی چند مامان؟!

-مامان 7 صدا بزن که دیگه 7 و نیم پاشم مامان!

- باشه! مامان و زهرمار!


-صبح فردای دیشب . ساعت 7 صبح-

- مامان پاشو!

- ...

- غزاله مامان پاشو!

- ...

- غزاله پاشو !

- ...

- غزال پاشدی یا نه؟!

- ...

- غزاله داره عمو پورنگ می ذاره!

- کو کو؟! ~p=


-ساعت 7 و نیم صبح- میز صبحانه-

- چرا منو بیدار کردی؟!

- خودت گفتی!

- من هر چی گفتم تو باید گوش بدی آخه؟ من رفتم بخوابم!

- این همه پاشدی! فردا بخواب!

- هممم؟ خب باوش!


-ساعت 8 صبح -

من در حال معاملت(!) با خودم : خب من چی بخونم؟! فیزیک بخونم یا فیزیک؟! نه فیزیک می خونم! آره فیزیک بخونم بهتره! X:

خواهر همیشه در صحنه : فیزیک نخونی باز ها!

- برو بابا! فیزیک چیه؟! میخوام فیزیک بخونم!

- غز؟! بیدار شو!


-ساعت 8 و نیم-

من در حال فکر کردن به این که چی بخونم!؟ چرا بخونم!؟ چطوری بخونم!؟ چیشو بخونم؟! از چیش شروع کنم؟! از چی شروع کنم بهتره؟!


-ساعت 9 و نیم-

خواهرم : غزی بیا خاله شادونه!

- خب ... باشه! تا ده !


-ساعت ده و نیم-

- خب بهتره از 11 شروع کنم که رنده!


-ساعت یازده-

- غز! تلفن!


-ساعت یازده و چهل و پنج-

- من خوابم میاد!!

- بخواب تا 1 که ناهار بخوری بعد درس بخون!


-ساعت یک بعد از ظهر-

- غزاله پاشو بیا ناهار!

- نمی شه من بعدا بخورم؟ خوابم میاد.


-ساعت دو بعد از ظهر-

- من ناهار و چایی و سایر مخلفات میخوام!


-ساعت سه بعد از ظهر-

- روزنامه نخریدین؟!


-ساعت چهار بعد از ظهر-

- چرا تی وی هیچی نداره؟

- میخوای برو سر درست دیگه!


-ساعت چهار و ربع بعد از ظهر-

شروع به برنامه ریزی که چیا رو بخونم از چه ساعتی تا چه ساعتی!


-ساعت چهار و نیم بعد از ظهر-

من کتاب رو باز نکرده ... زیننننگ! کیه؟! دایی و ایل و تبارش!!!!!


-ساعت هشت شب-

- میخواین برین دیگه من درس بخونمD:

- باشه دای جون(!!!)


-ساعت هشت و نیم-

- من هیچی نخوندم هنوز!

- خب میخوای از فردا شروع کن!

- آره آره! من برم نت به ستایشم بگم بیاد! ((:


-ساعت دوازده شب-

- میخوای گم شو برو بخواب دیگه !

- صبح منو زود بیدار کن مامان!

....


 23:23  | 

خدا همین جاست!

حیفِ! حسش کن!


دست بکش !؟


 20:2  | 

بعضی موقع ها آدم دلش می خواد سر خودش داد بزنه

عربده بکشه

شاید به خودش بیاد ببینه داره چه غلطی می کنه!



 0:50 

من نمیدونم حق با فلسطین و حزب اللهِ یا اسرائیل !


تنها چیزی که الان بهش فکر میکنم اینه که : فلسطینی ها می رسن زندگی کنن؟!؟!


یه تصویری نشون داد توی تلویزیون. یه دختر بچه نهایتا 8 ساله. اون قدر ترسیده بود اون قدر حالش بد بود که فک پایینش تند تند می خورد بهم. می لرزید. با تمام وجود. دلم میخواست هر کاری می شه بکنم که اون دیگه هیچ وقت نترسِ.


حمله کردن به اردوگاه آواره ها ... به آمبولانس ها ... بستن مرزهای مصر ...


فلسطینی ها خیلی صبورن! خییییییییلیییییییییییی!



هیچی نمیتونه دلیل کشتن یه سری آدم که نمیخوان بجنگن بشه. هیچی! نه اسلام نه یهود نه ایران نه اسرائیل نه آمریکا نه بیت المقدس! هیچییییی !

 20:37  | 

ملت عاشق برد پیت و آنجلینا جولی و جاس (!) و دیگه کم کم کمش گلزار (!!!) و این یارو مصطفی می شن


من عاشق عمو پورنگ  


از اول محرم تا الان نذاشتن! خب من دق می کنم!


 10:34  | 

"Baraye darke omghe mozu FNG neveshtam :D"

Man :  Hi bechaaaa !

A : Hi ghaz!

B : Hiiiii!ghaziiiu!

C : Hi tofU !

D : Hi tofe a'zam!

E : Hi ghazi!

F : Hi bozGhale!

O : Hi divune!

I : Hi khaaaare!

L : muhat chera in torie?!

S : Rafte hamum!

*

من یه مشکل بزرگ پیدا کردم!از بس بهم می گن " غَزی " وقتی سر کلاس می گن قَضیه یاد خودم میفتم !

*

خب شما الان یه جمعیت عظیمیی رو تصور کنین که پایین پله هایی که اگه ازشون بری بالا می رسی به سالن اجتماعات که توش دارن امتحان میگیرن !

بعد این جمعیت عظیم وایسادن دارن بی دقتی هاشونو واس هم دیگه میگن و هی غر می زنن و کلاس می ذارن ایضا!!!

بعد من در پیچ دوم پله ها متوجه می شم که 3.75 رو خوندم 2.5 ! و جالب تر این که از حرف خودمم کوتاه نمیام و مرتب تکرار می کنم "من خودم با ماشین حساب حساب کردم!"

بعد من ماشین حساب رو بر میدارم و می زنم 60 تقسیم 32 ...

- بیا می شه .... خااااااااک به سرررررررم! من اینو خوندم 2.5 !

 در اون لحظه اون جمعیت عظیمی که شما قراره تصور کنین حرفی واس زدن دارن؟!

*

من واقعا نمی فهمم چرا 90 درصد برگه های من منگنه شون باز می شه! باور کنین من کاریشون نمی کنم!

*

- غزاله من هر چی تو رو دیدم یا داشتی با خودکارت بازی میکردی یا شکلات کوفت می کردی ! اصلا رسیدی سوالا رو حل کنی!؟ 

- باور کن هر یه شکلاتی که میخوردم یه سوال حل می شد

- امسال خیلی کم درس میخونی به نظرم! ببین تو رقیب منی. من نمیخوام تو رو تشویق کنم اما ببین واس خودت می گم ... 

- جو گرفتت هاااا! ولمون کن بابا! چیه؟ میخوای بگی خیلی خفنی؟ ببین من چه بخونم چه نخونم یه سوال رو نمیبینم ! این یه سوالش! بعدشم این که خب من نصف کتاب رو میخونم نصف دیگه اش رو میذارم سر جلسه خودم قوانین و ایناشو کشف میکنم! بازدهیشم بالاتره!

- برای خودت ...

- بیخیااااااال! نترس! من رقیب تو نیستم! من معدل امسالم بالا 18 و نیم نمی شه! تو نگران نباش! برو به زندگیت برس!


* *میخواستم بگم این است وضعیت بوق فرزانگان اصفهان! که یادم افتاد یه بار یه استادی گفتن که بهتره فحش نداد حتی اگه حق مطلب ادا نمی شه! دیدم راست میگه واس همین نمی گم وضعیت چی!


*

- ببینین بچه ها! این قدر فکر کردن نداره! یه پیشوندی می ده یه مرکب یه ساده!

- نه ! یه پیشوندی می ده یه مرکب اون یکیشم غزی نمی بینه

*

خلاصه این که این طوریاس! هر کی میخواد رابطه شو با من قطع کنه ، میتونه !


 16:50  | 

نمی خوام بدونی
اصلا دوست ندارم بفهمی
اصلا اصلا
اما بخشیدم.

همه ی همه ی همه شو بخشیدم.




پ.ن : و دیگه من هیچ مشکلی با 5 شنبه هام ندارم! (:
پ.ن : یادم بیارین بعد از خاطرات امتحانات بگم! D: ((:

 22:21 

 

Template designed by HGH & Mammad© 2008 "Sinuous" ® IT Center