خردادش یه سری اتفاقا افتاد که اصلا خوب نبود! مردادش هم همین طور! اسفند هم که واقعا یه چیز افتضاحی بود که لنگه نداشت! یه سری کارهای احمقانه و عواقب و کلا بدی خود اسفند برای من.
اما عیدش رو دوست داشتم! دیدن ملیک و صدف! دیدن بهاران! بعدش سی دی که درست کردم. بعد تابستون خداااش! که فقط علافی بود.یه استراحت توووپ! خریدن خونه!
مهرش ... نه مهرش هم مامان الناز و ... نمیدونم!
بعدش دیدن مریم! بعدش دیدن یکی دیگه که به شماها ربطی نداره! دیدن فرزانه! دیدن محی! خریدن یه عالمه چیزای نو ...
بهتر شدن روابطم با یه سری!
چقدر من امسال به "ش" و "ن"و "پ" و "ع" و داییم فکر کردم. چقدر برای نبودنش افسوس خوردم.
شاید بی انصافیه بگم سال بدی بود. دقیقا موجی بود سالش. عالی - افتضاح- عالی - افتضاح ... ! متوسط نداشت! هر چی بود گذشت!
عید امسال هم بوی خوبی میده ! دیدن سارا و ملیک و یکی دیگه(شاید!)
یک سال و سه ماه دیگه هم که قراره پدر من در بیاد! ((:
خوش باشین همگی سال جدید! و هیچ وقت هیچ وقت تحملتون رو از دست ندین! (:
پ.ن : عیدی ها رو بدین ملیک میگیرم! ((((((:

20:52 |

