تبليغاتX
SinUoUs

قبول کنین من خیییلییی خیییلیییی با اعصاب تر از قبل شدم.

آرووووم تر هم شدم!


یالا! قبول کنین! یالا!


نمیگم مهربون تر و سازگارتر و پرتحمل تر هم شدم که ریااا نشههه ! ((((:

 1:1  | 


- چته؟

-از خوب بودن خسته شدم.میخوام بد باشم!

-خب بد باش!

-بنگ بنگ!

- ...

[صدای جمعیت : اووووه نُه]


 22:22 

هی رفیق !


تو مثه تراکتور دروغ میگی.


ولی خیالی نیست.

گله ای هم نیست.

اگه تو رو هم به جرم دروغ های همیشگیت بذارم کنار ، دیگه کی برام می مونه؟

تو رفیق منی. (:


چایی میخوری یا قهوه؟


 0:12  | 


ساعت 8 شب : 


هنوز تصمیم نگرفتم

چیزایی که امروز دیدم رو

قورت بدم

یا که

بالا بیارم.


دارن ناخن هاشون رو میکشن به گلوم.


ساعت 12  شب : 


بالا آوردمشون.



پ.ن : یادت باشه نپرسیدی چمه.

 0:0 

آدمک بالای سر تخت ،

توی پارک بالای سر تخت قدم می زند.

جفتک می اندازد.

لنگ میگیرد.

روی چمن ها راه می رود.

برای نوامیس مردم مزاحمت ایجاد می کند.


آدمک بالای سر تخت ، هر شب رنگ عوض می کند.

هر صبح حرف.

و هر بعد از ظهر معشوقه.


و در لحظه ی این تغییرهای عادت شده اش ، درد می کشد.

نعره می زند.

فریاد می کشد.



و من ،

هم شب ، هم صبح ، هم بعد از ظهر،

دعا میکنم برایش.

برای موفقیتش ، سلامتیش ، خوشحالیش.

و گل ها و چمن های پارک بالای سر تخت را آب میدهم.



من عوضی؟ آدمک عوضی؟


 0:44  | 


میبینی؟

میبینی دستامو؟

میبینی؟


خالین.


خالیه خالی.


(:

 22:44 


وقتی عصبانی می شم صدام می لرزه

از دست این لرزیدن صدا عصبانی تر می شم

و خب بیش تر تر صدام می لرزه

و هی به خودم فحش می دم! فحش می دم!

بعد...

کم کم می شم عصبانی ترین!



"

من اما در دل کوهسار رویاهای خود

جز انعکاس سرد آهنگ صبور این علف های بیابانی

که میرویند و میپوسند و میخشکند و میریزند

با چیزی ندارم خوش

مرا گر خود نبود این بند شاید

بامدادی همچو یادی دور و لغزان

می گذشتم از تراز خاک سرد پست

"

-شاملو-

 22:12  | 

رو اعصابه! همه چی! همه شون! من دارم به امتحان ها نزدیک می شم و جدا هیچی حالیم نیست! جدا نخوندم! همین طوری مثه الااااغ نشستم دارم فکر میکنم وای وای من چی کار کنم!

حالا اگه این بود خب طوری نبود. یه جوری می شد حلش کرد ، ولی ! وقتی می ری توی جمعی که همه شون مثه خررررر دقیقا  مثه خر خوندن ... همچین آدم به یه جاهایی می ره!

طرف ، سومه دقت کنین! سومه! دومش رو تابستون کااامل خونده یه دور ، سومشم تا قبل عید با کلاس های بیرون تموم کرده ، الان پیش رو شروع کرده ! یعنی ببین دیگه چی! تازه وقتی میگم خونده یعنی تست هاشو زده ، کتاب رو از زوایای مختلف خورده هضم کرده تموم شده رفته ! بعد میاد می گه : غزاله تو چرا نمیای اردو؟ میخوای بشینی خر بزنی؟

آخههههه گوساله ی نفهم! تو که کتاب می ذاری زیر سرت و میخوابی! ببند اون دهنتو! ببنــــــــــد! 

حالا فاجعه کجاست! این جاست که من وقتی بهش میگم : خب عزیزم! قربون اون چشمای عسلیت برم! تو میخوای دانشگاه چه رشته ای رو بخونی ؟ میگه هنوز تصمیم نگرفتم!فرقی نداره !!!  ))))))))):

ده خب من که تصمیم گرفتم انگیزه دارم اینم ،  تو بی انگیزت اینههههه؟ خدایا! منو در همین لحظه نکشتی ... خب نکشتی!


حالا مدرسه و معلماش! من واقعا نمی دونم اصفهان این مدلیه؟ مدرسه ما این طوریه؟ یا همه جا همینه؟! معلم نگو گاااااو مفت خور بگو! میاد سر کلاس ، نصف مطلب رو می گه ، نصف بقیه رو نمیگه تا تو بری کلاس! یعنی ببینین این طوریه که من از آبان سر کلاس جبر یک جلسه حتی یک جلسه هم نرفتم! این قدر این کلاس به درد نخور و چرته!

حالا اینا به کنار! من نمی فهمم ما قیافه مون شبیه بی کارهاس؟ شبیه علاف هاس؟ معلمه پرررروووو پررررو در میاد می گه نه این تحقیق ورزش به درد من نمیخوره! یکی دیگه با این موضوع بیار!!!!! ده آخه ...! وههههه! یا تاریخ! بابا ! نمیخونن اینا رو جاهای دیگه! مدرسه عادی هاشم نمیخونن! ما باید خط به خط بخونیم!!!؟!؟!؟

یا سال دیگه! کلاس فیزیک کلاس رفع اشکال اوناییه که کلاس بیرون رفتن! کلاس گسسته هم که ... ! نذارین بگم! دیف رو نصفشو یکی درس می ده نصف دیگه شو یکی دیگه! شیمی هم مثه دیفه! ریده اس مدرسه ! ریده ی محض!


بچه ها! بچه ها هم که هر چی میریم به سمت کنکور و نهایی افتضاح تر از افتضاح می شن! یه دفتر فیزیک بخوای بگیری باید صد بار خواهش و تمنا کنی! آخه این چه اخلاق گهیه دارین؟؟ این چیهههه؟!؟!؟ چته؟؟؟

می شه من به دست و پاتون بیفتم و این قدر به من استرس وارد نکنین؟ می شه یعنی؟ یه عمر دعاتون میکنم!

یا اصلا تو ! آره تو! تو حتما هر روز صبح باید بیای بگی : وای بچه ها! من دیشب اصلا درس نخوندم؟ بعد داوطلبی بری سوال حل کنی پا تخته؟ خب یه کم کم تر ضااااایع! یه کم کم تر خزعبل بگووووو! مریض! روانی! یه روز صبح که پاشدم زدم تو دهنت چسبوندمت به دیوار حلقتو آوردم بیرون ، فرداش سرتو میندازی پایین میای تو !

یا یکی دیگه هست این هر دفعه که گزینه دو یا سنجش داده باید بیاد به من بگه : وای غزاله! خیلی بد دادم! رتبه ام تو کشور شده 120! حالا چیکار کنم؟ بعد تند آخرش اضافه کنه : تو چند شدی؟ 

منم با اعتماد به نفس بهش بگم عزیزم! من تو کشور فقط می تونم بگم زیر 300 شدم!

و اون برق ذوقی که تو چشماش می زنه  همچین تا ته اعصاب منو خط خطی کنه ! مگه مریضی؟؟؟ یه روز که زدم کورت کردم چشماتو در آوردم میفهمی!


اصلا نمیتونین تصور کنین چه استرس وحشتناکی من دارم الان!هر روز میتونم براتون یه گالن استرس بالا بیارم! بدبختی این جاست که اولشهههه ))): 


البته همون طور که معلومه من خیلی آرومم و میخوام با اعتماد به نفس فوووول به جنگ امتحان نهایی ها برم و بترکونم و بزنم توی پوز همه و این صحبتاااا! ((((:


 0:21  | 

دو رفیق از کنار هم گذشتند.

در خیابانی.

شاید هم کوچه ی باریک و خلوتی.

دو رفیق قدیمی.

هر دو تشخیص دادند که دارند از کنار رفیق قدیمی می گذرند.

شناختند هم را.

بلند داد زدند :

"هی سلام! کجا بودی این همه سال؟"

در دل شان.

بعد ...

با سر پایین.

گذشتند.

فقط گذشتند.

از کنار هم.

 23:0  | 

همه جوووور آدمی رو میتونم تحمل کنم الا اینا که سوال های الکی می پرسن! یعنی دو مین هم نمیتونم بهشون لبخند بزنم و جوابشونو بدم. مثلا معلم سر کلاس می گه دو ضرب در دو می شه چهار!

طرف عین بز! دقیقا بز با یه حالتی که انگار یه سوال خیلی اساسی داره می گه : ببخشید اون وقت 4 بر دو قابل قسمته؟

)X~

الان این که پشت سر من میشینه همین مدلیه.

میگه : امتحان از کجاس؟

میگیم : همه چی هست غیر مثلثات و اینا.

در جا می گه : آرک چی؟ اون هست دیگه؟

)X~ 


بعد می گن من چرا عصبی می شم!

 0:21 

 

Template designed by HGH & Mammad© 2008 "Sinuous" ® IT Center