تبليغاتX
SinUoUs

- از آموزشگاه اساتید شایسته تماس میگیرم یه کلاس هست .... [وِر وِر ور !]

- از آموزشگاه قلم چی تماس میگیرم. میخواستم دعوتتون کنم به ... [ور ور ور !]

- از گزینه دو تماس میگیرم یه همایشی هست ... [ور ور ور !]

- از فهیم تلفن میکنم. آقای فلانی از طراح های سوالای کنکور ... [ور ور ور !]

- از هوشمند تماس میگیرم. یه سری کلاس گذاشتیم ... [ ور ور ور !]

...


- ببخشید من یک سواااالی بپرسم؟

- بگو عزیزم. فقط واس گرفتن ساعت های کلاسا بیای آموزشگاه بهتره.

- باشه! ببینم! شما از کجا آوردی این شماره تلفن لامصب منو؟

- الو؟ الوووو؟ صدا نمیاد. الوووو؟

- ...


پ.ن : من خرااااااااااااااب میکنم این مدرسه رو سر این اقارب امسال! یعنی یه کاری میکنم بشینه زار زار گریه کنه جلو همه! با این مدرسه که درست کرده! بذارین فردا ثبت نام کنم قطعی بشه ... بذارین بذارین! یعنی اصلا مدرسه ما مصداق همین مملکته! دقیقا همین طوریه! حالا بعدا براتون با اسناد و مدارکش ثابتش میکنم! بذارین بذارین! ((((:


 21:21  | 


- چیزی شده؟
- چهار مااااه گذشته. تازه بوشو شنیدی؟
- شوخیه ؟
- من جام جمم ... ولی چو بشکستم ...؟
- تو نمی شکنی.
- حوصله ندارم. خدافظ.
- ... 




پ.ن : پست های خصوصی ، هدف از نوشتنشون اینه که هر چند وقت یه بار چشم خود آدم بهشون بخوره و خب ... ارزش دیگری ندارند!

 0:34 


ناراحتم از دستتون .


همین .



ببخشید بدجوری داشت اذیتم میکرد. (:


 22:23 


- خب ببینین ، متفاوت بودن شرط لازم برای مطرح بودن هست ، ولی کافی نیست.

- چیزه ... می شه من برم دستشویی؟



- خب ببینین ، انسان ها نسبت به مرگ دو دیدگاه دارند.دیدگاه اول و دیدگاه دوم.

- وای خدا.ببینم ، می شه من برم کلا؟


 23:49  | 

جاتون خالی .

الان داشتم قفسه ی کتاب هامو درست میکردم - که دیگه بهونه ای نداشته باشم - حدودا یک ساعتی وقتمو گرفت. یه حسی دارم تو مایه های حس وقتی که یه جا رو بیل زدی! بلکم بیش تر!

حالا اینا به کنار ، تازه الان فهمیدم با چه بدبختیه عظیمی رو بروئم! عمق فاجعه رو درک کردم !!

الانم هی نگا میندازم به کتابا ، دو دستی می زنم تو سر خودم ؛ دوباره! یه نگا کتابا و همانا دستانی که بر سر خاک بر سر من ناااااززززززل می شوند!


پ.ن : درست شد.

 1:2  | 

تماااام این قضیه ها به کنار

تمام این حق و ناحق کردن ها به کنار

تمام این کشته شده ها به کنار

راست و دروغش ، همه چی به کنار


اما اون بیست و چهار میلیون آدم شاد و خوشحال کجان؟ چرا من هر کی رو میبینم ناراحته؟ چرا انگار یه غبار پاشیدن رو صورت همه؟

چرا اینا شیرینی پخش نمیکنن؟ چرا به ما زبون در نمیارن؟ دست نمی زنن؟ تو خیابون ها بالا پایین نمی پرن؟

یکی صداشون کنه.

شاید با دیدن خوشحالیشون غم ما کم بشه. حداقل میتونیم به خاطر خوشحالی اونا ، دیگه این قدر ناراحت نباشیم.


 22:30  | 

 

Template designed by HGH & Mammad© 2008 "Sinuous" ® IT Center